دیوان عدالت اداری به‌عنوان مرجع تظلم‌خواهی و شکایت شهروندان از اقدامات و تصمیمات دستگاه‌ها و مأموران دولت، نقش اساسی در حفظ حقوق شهروندی و جلوگیری از اقدامات غیرقانونی دستگاه‌ها و مأموران دولتی دارد. نگاهی به آخرین اصلاحیه قانون دیوان عدالت اداری (1402) نشان می­دهد که قانونگذار در تدوین این قانون، دچار دوگانگی شده است. از یک‌سو، تلاش داشته دامنه صلاحیت دیوان را توسعه دهد و از سوی دیگر، دامنه فعالیت دیوان را محدود کرده است. توسعه صلاحیت دیوان در رسیدگی ماهوی به دعاوی مطالبه خسارت شهروندان از اقدامات دستگاه­های دولتی، از مصادیق توسعه صلاحیت دیوان است که این می‌تواند موجب تسریع در رسیدگی های مربوط به جبران خسارات گردد. از سوی دیگر، این قانون با پیش­ بینی رویه جدید برای شکایت شهروندان از اقدامات غیرقانونی دستگاه‌های دولتی مانند لزوم ارائه پاسخ کتبی دستگاه دولتی در زمان طرح دادخواست(تبصره ۴ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری)، پیش‌بینی مرور زمان در طرح دعاوی علیه دستگاه‌های دولتی و نیز غیرقابل‌شکایت‌دانستن مصوبات برخی شوراها، دامنه صلاحیت دیوان را محدود کرده است. پیش­ بینی مرور زمان در طرح دعوا، غیرقابل شکایت‌دانستن مصوبات برخی شوراها و نیز پیش­ بینی برخی فرایندهای اداری جهت طرح دعوا، موجب تحدید دامنه صلاحیت دیوان شده و درنتیجه، مانع تظلم­ خواهی شهروندان خواهد شد که این موضوع مغایر با برخی اصول دادخواهی میباشد.در نهایت علی رغم برخی انتقادات به قانون جدید،در حال حاضر اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی می‌توانند در بسیاری موارد برای تظلم خواهی به این مرجع مراجعه نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

keyboard_arrow_up
مشاوره حقوقی فوری